تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

297

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

آنگاه از ميدان جنگ برگشت و چون در ياران خود سستى و دگرگونى ديد پيش پدر خود به تيسفون « 1 » رفت و آنچه از ياران خود ديده بود با او بگفت و از او رأى خواست . پدر چنان ديد كه پرويز پيش موريسيوس ( موريق ) قيصر روم برود و از او يارى بخواهد . پس پرويز زنان و كودكان خود را به جائى برد كه بهرام را بر آن دسترسى نباشد و خود با جمعى اندك روى به راه نهاد . در ميان ايشان بندويه و بستام و گردويه ، برادر بهرام چوبين ، نيز بودند . چون پرويز به انطاكيه رسيد نامه‌اى به موريسيوس نوشت . موريسيوس او را بپذيرفت و دختر خود را كه عزيز همىداشت و نام او مريم « 2 » بود به او داد . بعضى گفته‌اند كه تمام مدّت پادشاهى هرمزد پسر خسرو يازده سال و نه ماه و ده روز بود . امّا هشام بن محمّد گفته است كه پادشاهى او دوازده سال بود .

--> ( 1 ) - قسمتهاى اساسى اين روايت را ثئوفيلاكتوس تأييد مىكند و آن عبارت است از : گفتگوى خسرو و بهرام در كنار رود ( امّا از بيانات او معلوم نمىشود كه اين گفتگو ميان شخص آن دو اتّفاق افتاده است ) ، دريافت اين مطلب كه سپاه به طور كلّى از جنگ خسته شده است ، تصميم به فرار ، شبيخون و فرار خسرو . ثئوفيلاكتوس باز افزوده است كه خسرو پيش از آن در ميان سپاهيان خود كسانى از طرفداران بهرام پيدا كرده و كشته بود و نيز مىگويد كه سپاهيان خسرو پس از فرار او به سوى بهرام رفتند . بهرام مانند سابق با همهء جوانب رابطه برقرار كرده بود و اين سپاه كه يك‌بار شورش كرده بود طبعا بعدها نيز به عهدشكنى متمايل گرديد . ( نظير اين غدر كه ثئوفيلاكتوس گفته است ، در سال 1835 نيز اتفاق افتاده و سپاهيان ايران با آنكه در مقابل دشمن بودند وفادارى را از دست دادند ؛ رجوع شود به مقالهء Tornau در ZDMG ج 3 ص 18 ) . از اين فرار خسرو ، كه چنان كه از اينجا معلوم مىشود به ناحق به پهلوان شجاع معروف شده است ، همه‌گونه ماجرا و حادثه‌اى نقل كرده‌اند . حسّان طائى شاعر عرب در شعرى به مناسبت اينكه خسرو اسب خود را به وى داده بود مىگويد كه خسرو را « سواران ترك و كابلى » تعقيب مىكردند ( بكرى 466 ، مقايسه شود با ابن دريد ص 117 ) . از اينجا برمىآيد كه بهرام سپاهيانى از ترك و اقوام ديگر در خدمت خود داشته بود . در جنگ بهرام با روميان نيز سپاهيانى از مردم ترك در خدمت او بودند . ( ثئوفيلاكتوس 10 / 5 ) . ( 2 ) - دربارهء همهء مطالب رجوع شود به مطالب آينده در روايت دوّم . متوجّه باشيد كه طبرى در اينجا فراموش كرده است مرگ هرمزد را ذكر كند .